











| زنان درارتش های جهان |
نظامیان ویتنام ، واقعآ انسان هایی مظلوم ، مقاوم ، خستگی ناپذیر و قانعی هستند . این بنده خدا ها در جنگ طولانی که با ارتش امریکا داشتند . سر سختانه از کشور خود دفاع کرده و عاقبت هم پیروز شدند . گفتنی است ایام تحصیلاتم در آمریکا مصادف با جنگ ویتنام بود . و خوب یادمه دولت ایالات متحده به نظامیان ویتنام جنوبی حتی آموزش هم می داد تا با همتاهای خود نبرد کنند !! آن ایام دانشجویان ویتنامی با روزی دو دلاری که آمریکا به آن ها پول تو جیبی می داد ، بر عکس دانشجویان ایرانی ساکت و بی سر و صدا سر شب می خوابیدند . من برای نخستین بار با واژه " ترکش " که در بدن اغلب آن بیچاره ها بود آشنا شدم . سال هاست که نظامیان ترکیه در کشورشون حرف آخر را می زنند . این ارتش چندین سال است که با تقویت تجهیزات نظامی خود و جذب دختر ها در پی اقتدار روز افزون خود است . نکته قابل توجه در ارتش ترکیه ، نداشتن فرمان " عقب نشینی " در قاموس خود است . به طوری که در بد ترین شرایط جنگی هرگز از این ترفند نظامی استفاده نمی کنند . گفتنی است در یک جنگ مشترک که فکر می کنم زیر نظر سازمان ملل بود ، در حالی فرمانده غیر ترک دستور تاکتیکی عقب نشینی قوای خود را صادر می کند که هیچ اطلاعی از موضوع عدم عقب نشینی سربازان ترک نداشت . و زمانی به این حقیقت می رسد که گردن تمام سربازان ترک زده شده بود ! از چگونگی و تشکیلات ارتش تایوان هیچ اطلاعی ندارم .. فقط می دانم این کشور تا همین چند وقت پیش در اجاره ۹۹ ساله دولت انگلیس بود . که آن هم پایان یافت و بعد از این مدت طولانی ، برای نخستین بار در میدان صبحگاه ارتش تایوان ، پرچم غیر انگلیسی به احتزاز در آمد . راستش رو بخواهید در مورد ارتش کره و حضور زن ها در این کشور هم اطلاع چندانی ندارم .. فقط می دانم آن ها که سال ها با هم نوعان خود در کره شمالی در جنگ و نزاع بودند .. مدتی است تلاش هایی برای آشتی طرفین برداشته شده است . و حتی اخیرآ عالی ترین مقامات کره جنوبی از کره شمالی بازدید به عمل اوردند . و به اصطلاح سیاسی ، یخ بین این دو در حال ذوب شدن است ! کشور سوئد به دلیل شرایط جغرافیایی خود ، از ارتشی متفاوت برخوردار است .. اجازه صرف مشروبات الکلی در حین خدمت ، آن را با دیگر ارتش های جهان متمایز ساخته است .. روایت است که زنان نظامی این کشور خیلی بی بند و بار هستند !! به طوری که سبب بر انگیخته شدن حس حسودی همسران نظامیان اروپایی در ماموریت های نظامی به این کشور قطبی می شود !! زنان نظامی روسیه تا پیش از بر چیده شدن حکومت کمونیستی ، همانند مردان همیشه به نوعی زیر ذره بین ماموران امنیتی بودند . به گفته کارشناسان زمان " برژنف " همواره نیمی از ان ها نیمی دیگر را می پاییدن ! و تنها با فروپاشی نظام سوسیالیستی بود که تقریبآ از زیر فشار بیرون آمدند .. ولی به طور کلی زنان نظامی به خصوص آن عده ای که در بخش های فنی و هوایی فعالیت می کنند ، بسیار مسئولیت پذیر ، با تجربه و خوش گذران هستند ... در باره زنان نظامی این کشور به آن صورت چیز خاصی نشنیده ام یکی از ویژه گی های مهم زنان نظامی استرالیا ، مقاوم بودن آن هاست . بخش عمده ای از صنایع نظامی استرالیا به خصوص در بخش نیروی دریایی به عهده بانوان سخت کوش آن است . آن ها خیلی جدی و پرکار هستند . و به طور کلی از شوخی به ویژه آقایون بیزار هستند ! در باره زنان این دو کشور متآسفانه مطلب خاصی رو نمی دانم . یکی از منظم ترین ارتش های جهان ، کشور ایتالیاست . زنان نظامی دوش به دوش مردان در کارهای عمومی شرکت می کنند . مقررات در باره نظامیان زن و مرد مساوی بوده و هیچ مزیتی نسبت به هم ندارند .. در صورت ازدواج زنان ارتشی با مردان گردان خود ؛ مزایایی بی شماری به آن ها تعلق می گیرد و از جمله انتخاب محل خدمت به سلیقه زوج نظامی است . آن ها موقع کار بسیار جدی و سخت گیر هستند . یادمه یک بار که به صورت اضطراری مجبور به فرود در یکی از پایگاه های اموزشی ایتالیا شده بودیم . همکاری آن ها واقعآ ستودنی بود . گفتنی است در مسایل نظامی دارای دیسیپلین شدید هستند . و کوچک ترین گذشتی نسبت به خطا کاران ندارند . سطح تخلفات نظامی میان نظامی ان این کشور خیلی پائین است . نظامیان هندی معمولآ با سواد هستند . این افراد به دلیل وسعت کشورشان همچنین تنوع نژاد ها ، و آموزش نزد اساتید انگلیسی ، دارای شخصیتی خاص نسبت به سایر نظامیان هستند . آن ها بی نهایت مقرراتی هستند . در حفظ و نگهداری تجهیزات نظامی خود خیلی کوشا هستند به طوری که هند تنها کشوری است که شما در آن تجهیزات قدیمی و متعلق به سالیان دور را خیلی سالم نزد آن ها پیدا می کنید . در موقع کار بی نهایت جدی هستند . معمولآ افرادی تو دار و محتاطی می باشند . کار کردن با نظامیان آلمانی واقعآ دیدنی و اموختنی است . اگر چه دارای نوعی غرور خاص و جاه طلب هستند . اما در کار خود واقعآ حرفه ای و سر آمد می باشند . در طول سال ها خدمت خود بارها گذرم به پایگاه های آن ها افتاده بود . خیلی کم حرف و نسبت به گذشته خود مخصوصآ ایام هیتلر با اکراه صحبت می کنند . دانش فنی ان ها خیلی بالاست . به طوری که یک خانم متخصص نظامی تنها ظرف چند ساعت مشکل ترین ایراد الکترونیک هواپیمای ما رو یک تنه بر طرف نمود .. در حین کار دسته جمعی خیلی شوخ و سر حال هستند . و در انجام کارهای تیمی واقعآ زبانزد هستند . در تمام طول خدمت ام در نیروی هوایی ، دوبار افتخار حضور در پایگاه های هوایی آن ها را داشتم . البته پیش از انقلاب خیلی به آن کشور پرواز کرده بودم .. واقعآ انسان های دوست داشتنی و بی ریایی هستند . خانم های نظامی بی نهایت ایثار گر و بدون تکبر می باشند . در موقع کار هرگز به درجات بالای خود فخر نفروخته و همه یک سان در کار ها شرکت می کنند . در کار خیلی جدی هستند . خانم های فرانسوی واقعآ به تمیزی و بهداشت اهمیت خاصی می دهند . نوع روابط خانم ها با مردان مخصوصآ نظامی ها حساب شده و از روی تفکر است . زیاد افتخار همکاری با آن ها را نداشتم .. ولی می گویند تقریبآ مانند سوئدی ها هستند . خلبانان آن ها واقعآ جسور و دارای تبحرهای خاصی هستند اسپانیا یکی از کشور هایی بود که مرتب سر راه خود به امریکا ، در آن یکی دو روزی را به استراحت می پرداختیم . انسان های خیلی خون گرم و صمیمی هستند . خیلی زود با میهمانان اخت می شوند .. زنان نظامی بسیار با سلیقه و مبتکر هستند .. کار کردن با آن ها نوعی آرامش به انسان می دهد . و اما آمریکایی ها .. واقعآ انسان های مهربان و بی تکبر هستند . دختران نظامی آمریکایی به خصوص خانم هایی که در نیروی هوایی خدمت می کردند ، خیلی خوش گذران و بی وفا در پایبندی به دوستی ها بودند . آن ها در زمان ۴ ماه دوره اموزشی خود ، مطلقآ اجازه معاشرت با آقایون نظامی را در ساعات اداری نداشته . ولی بعد از پایان ساعت خدمت ، محفل دختر و پسر های نظامی ، وقعآ پر هیا هو و سراسر هیجان بود . به راحتی با همه ارتباط بر قرار می کنند . اهل تعارف و رو دربایستی نیستند . در بیان عقاید خود خیلی رک هستند . واقعآ انسان های ساده و خوش گذرون می باشند . در تصویر بالا ، عده ای دختر ارتش عراق را می بینیم که در کشور پادشاهی اردن در حال آموزش نوین نظامی هستند .. در مورد بلژیک و چین زیاد اطلاعات خاصی ندارم . بلژیکی ها مانند اعلب نظامیان اروپا دارای کاراکتر خاص خودشان هستند . ولی چین را چه عرض کنم ؟!! حس ختام این پست ، تصویر یک خانم تا دندان مسلح پلیس است که همان گونه که در تصویر می بیندید از مجهز ترین تجهیزات برخوردار است . ولی با وجود این کمی گرفته به نظر می آید .. اگه اشتباه نکنم مادر شوهره شام قراره خونه شون بیاد !! |
| شناسنامه | |
|---|---|
| نام کامل | ملا مصطفی بارزانی |
| زادروز | ۱۴ مارس ۱۹۰۳ |
| زادگاه | روستای بارزان , جنوب کردستان عراق ، امپاتوری عثمانی |
| تاریخ مرگ | ۱ مارس ۱۹۷۹ |
| محل مرگ | بیمارستان جورج تاون , واشنگتن ، ایالات متحده |
| فرزندان | مسعود بارزانی |
| اطلاعات سیاسی | |
| حزب سیاسی | حزب دموکرات کردستان عراق |
| سمت | نخستین رهبر حزب دموکرات کردستان عراق |
| فعالیتها | از رهبران جنبش ملیگرای کرد در عراق |
| | |
ملا مصطفی بارزانی (۱۴ مارس ۱۹۰۳ - ۱ مارس ۱۹۷۹) از رهبران جنبش ملیگرای کرد در عراق و نخستین رهبر حزب دموکرات کردستان عراق بود.او در سالهای متعددی رهبری عملیات مسلحانه برای استقلال کردستان عراق را به عهده داشت.
ژنرال مصطفی بارزانی در روستای بارزان در ۱۴ مارس ۱۹۰۳ در کردستان عراق (در آن هنگام: بخشی از امپراتوری عثمانی) متولد شد.
او در سالهای ۱۹۳۱ و ۱۹۳۲ به همراه برادر بزرگترش، شیخ احمدبارزان، از سران جنبش استقلال کردستان بود. در ۱۹۳۵ با سرکوب این جنبش او به همراه برادرش به سلیمانیه تبعید شد.ملا مصطفی در ۱۹۴۲ از سلیمانیه گریخت و شورش جدیدی را علیه بغداد آغاز کرد که نهایتا ناموفق بود.بعد از آن ملا مصطفی به همراه هزار نفر از طرفداران و خانوادههاشان به ایران مهاجرت نمود.
در دسامبر ۱۹۴۵ حزب دموکرات کردستان ایران با حمایت اتحاد شوروی تشکیل جمهوری مهاباد در مناطق شمال غربی ایران را اعلام کرد. ملامصطفی از ژنرالهای نامی جمهوری مهاباد و فرمانده کل قوای کردستان در آن ایام بود.در این ۱۱ ماه و در تاریخ ۱۶/۸/۱۹۴۶ حزب دموکرات کردستان عراق نیز در بغداد تأسیس شد و بارزانی (به صورت غیابی) به عنوان نخستین رئیس این حزب نیز همزمان انتخاب شد.
بعد از خروج نیروهای شوروی از ایران در مه ۱۹۴۶ (که بر طبق توافقنامهٔ یالتا صورت گرفت) جمهوری مهاباد دچار ضعف شد و نهایتا در دسامبر توسط نیروهای ایران سرکوب شد و رهبرانش اعدام و زندانی شدند. اما ژنرال بارزانی موفق شد بعداز یکسری جنگهای پارتیزانی به عراق برود. در آنجا نیز او دچار مشکل شد و نهایتا با حدود ۵۰۰ نفر ازبهترین پیشمرگههایش بعد از جنگ هائی افسانه ایی از طریق خاک ترکیه و ایران به آذربایجان در اتحاد شوروی رفت و در آنجا ضمن خلع سلاح پناهنده گردید.
در ۱۹۵۱ بسیاری از پیشمرگههابارزانی موفق شدند در باکو مستقر شوند و بعضا به تحصیلات خود ادامه دهند. بارزانی شخصا به مسکو رفت و به تحصیل در رشتهٔ علوم سیاسی ونظامی پرداخت و با تبعیدیهای کردآن زمان تماس حاصل کرد.
در ۱۹۵۸ و پس از کودتای جمهوریخواهان ژنرال بارزانی توسط نخست وزیر وقت عبدالکریم قاسم به عراق دعوت شد. اوهمراه با استقبالی کم نظیر به عراق بازگشت و خواستار استقلال نواحی کردنشین شمال عراق شد. این باعث پیدا شدن اختلافاتی بود که نهایتا در ۱۹۶۱ به حملهٔ نیروهای دولت مرکزی و قاسم علیه کردستان انجامید. بارزانی وهمراهانش در نتیجه مجدداً به کوهستانهای کردستان پناه بردند.
در مارس ۱۹۷۰ رهبران کردستان با بغداد به توافقاتی رسیدند و بر به رسمیت شناخته شدن قومیت و زبان کردها و موقعیت برابر آنها با اعراب تاکید شد. در مارس ۱۹۷۴ مصطفی بارزانی این بار با حمایت محمدرضا شاه پهلوی و آمریکا جنگ جدیدی علیه حکومت عراق را آغاز کردکه با پیروزیهای بزرگی همراه بود. در اوایل سال ۱۹۷۵ توافقنامهای در الجزیره بین شاه مخلوع ایران و صدام حسین بر سر اروندرود امضا شد و نتیجتا ایران هرگونه کمک به شورش کردهای عراق را متوقف کرد و فشار زیادی بر شوشرش کردها وارد اورد برای عقب نشینی از عراق و بارزانی اینبار نیز تنها ماند.و موقتا عقب نشینی شد و در سال بعد دوباره حزب و بیشمرکان به رهبریبارزانی کار خود را از سر کرفتند ولی بعد از مدتی بعلت مریضی و برا ی معالجه بیماری سرطان ریه به ایالات متحده رفت و نهایتا در ۱ مارس ۱۹۷۹ در بیمارستان جورج تاون در واشنگتن ، آمریکا بعد از عمری مبارزه در راه ملت کرد درگذشت . ولی خانواده ایشان دوباره با جدیت تمام مبارزه را از سر کرفتند و بعد از جند سال در سال ۱۹۹۱ توانست به بعضی از حقوق کردها برسد
و پسر او مسعود بارزانی رهبر کنونی حزب دموکرات کردستان عراق و رئیس کنونی حکومت منطقه آزاد اقلیم کردستان است
جمهوری مَهاباد نام یک جمهوری در شمال غربی ایران بود که در ۲۲ ژانویه ۱۹۴۶ با حمایت ارتش سرخ شوروی تشکیل داده شد.
مرکز آن در شهر مهاباد و رئیس این حکومت قاضی محمد بود. وزیر جنگ صدر قاضی پسر عموی قاضی محمد و وزیر کشور نیز سیف قاضی برادر کوچکتر قاضی محمد بودند که هر کدام دارای تحصیلات عالی در روسیه و مسلط بر زبانهای ترکی و روسی و فارسی بودند که همزمان با قاضی محمد در شهر مهاباد به دار آویخته شدند. مصطفی بارزانی نیز به عنوان کمک همراه با پیش مرگهای خود به جمهوری مهاباد پیوست.
نهایتاً جمهوری مهاباد کمتر از یکسال دوام آورد و پس از خروج ارتش شوروی از ایران اعدام رئیس جمهوری وقت (قاضی محمد) و سران آن همراه بود.
|
|
در سپتامبر ۱۹۴۵ قاضی محمد و عدهای دیگر از شخصیتهای جمعیت احیای کرد به شوروی دعوت شدند و با جعفر باقراف نخست وزیر جمهوری آذربایجان شوروی دیدار کردند. این نیروها خواهان کشوری کرد بودند و امیدوار بودند اتحاد شوروی از کمک مالی و تسلیحاتی بدانها دریغ نورزد. در بازگشت از این سفر بیانیهای با امضاء قاضی محمد و ۱۰۵ تن از سرشناسان کرد انتشار یافت. در این بیانیه تأسیس حزب دموکرات کردستان ایران اعلام و هدفهای حزب برشمرده شد. بدین طریق در روز دوم آبان ماه سال ۱۳۲۴ برابر با ۱۹۴۵ میلادی، کنگره اول حزب دموکرات کردستان ایران منعقد شد.
تنها ۱۵۹ روز بعد از تأسیس یعنی روز دوم بهمن ماه ۱۳۲۴ (برابر با ۲۲ ژانویه ۱۹۴۶)، این حزب با استفاده از شرایط مناسب آن زمان (اشغال ایران توسط متفقین) و با حمایت دولت شوروی در بخشی از خاک کردستان ایران (که در اشغال شوروی بود) جمهوری مهاباد را تشکیل داد.
جمهوری کردستان تنها ۱۱ ماه دوام آورد و علت آن انعقاد قراردادی از جانب دولت وقت ایران با اتحاد جماهیر شوروی و حمله ارتش ایران به کردستان بود. ارتش نهایتا در ۱۶ آذر ۱۳۲۵ جمهوری مهاباد را سرنگون کرد و نخستین رهبر حزب دموکرات و رئیس جمهور وقت یعنی قاضی محمد را به همراه بسیاری دیگر (همچون حسن مازوجی) در میدان مرکزی شهر مهاباد به دار آویخت. اعدامهای دیگری در سقز و سایر شهرها نیز صورت گرفت. سایر اعضای حزب نیز یا زندانی شدند و یا موفق شدند به خارج و بویژه به مناطق کردنشین شمال عراق بگریزند.
عبدالرحمان قاسملو فعال سیاسی و دبیرکل حزب دموکرات کردستان ایران بود.
قاسملو ۲۲ دسامبر سال ۱۹۳۰ م برابر با ۱ دیماه (۱۳۰۹ شمسی) در یک خانواده زمیندار ثروتمند در شهر ارومیه متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را ابتدا در ارومیه وسپس در تهران بپایان رسانید.
قاسملو در سال ۱۳۲۴ فعالیت سیاسی خود را با تشکیل اتحادیهی جوانان دمکرات کردستان در شهر ارومیه آغاز کرد. سال ۱۳۲۵ جمهوری مهاباد سقوط کرد. متعاقب آن وی نیز جهت تحصیل راهی تهران گشت و در سال ۱۳۲۷ برای ادامه تحصیل به پاریس، پایتخت فرانسه رفت. رسیدن به پاریس مصادف با تیراندازی به سوی شاه در دانشگاه تهران (۱۵ بهمن ۱۳۲۷) بود. در همان مدت اقامت خود در فرانسه با همکاری چند تن دیگر از دانشجویان کرد انجمن دانشجویان کرد در اروپا را تأسیس کرد.
قاسملو به عنوان اولین بورسیه ایرانی «اتحادیه بین المللی دانشجویان» به پراگ پایتخت چکسلواکی رفت.
طی مدتی که در پراگ مشغول تحصیل بود در فعالیتهای اتحادیهی بین المللی دانشجویان نیز شرکت داشت. سال ۱۳۳۰ به نمایندگی از سوی دانشجویان ایرانی در دومین کنگرهی آن سازمان که در شهر پراگ برگزار گردید شرکت کرد. در همان مدت به عنوان نمایندهی ایران در بیشتر گردهماییها و کنفرانسهای فدراسیون جهانی جوانان در شهر بوداپست، پایتخت مجارستان شرکت میکرد.
در سال ۱۳۳۱ در زمان حکومت دکتر مصدق، قاسملو بعد از اینکه در دانشگاه پراگ موفق به اخذ لیسانس علوم اجتماعی و سیاسی شد، به ایران بازگشت. در آن موقع میان حزب دمکرات کردستان و حزب توده ایران وحدت تشکیلاتی وجود داشت. قاسملو پس از شش ماه فعالیت در تهران به مهاباد برگشت و در آنجا مسۆلیت کار حزبی را به عهده گرفت. بعد از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ ناچار شد به فعالیت مخفی روی آورده و مخفیانه در تهران و کردستان مشغول فعالیت حزبی شود.
در این فاصله سرپرستی روزنامه «کوردستان»، ارگان مرکزی حزب را بر عهده داشت که تنها پنج شماره آن مخفیانه به چاپ رسید و نیز در همین مدت بود که یک کمیته سراسری جهت فعالیتهای حزب دمکرات کردستان به سرپرستی وی تشکیل گردید.
بعد از شکست جمهوری مهاباد، سطح رشد و تنزل جنبش کردها، به سطح اختلاف میان روابط ایران و عراق بستگی پیدا کرد. در آن زمان مرکز حزب دمکرات کردستان ایران به عراق انتقال یافت. در زمان عبدالرحمان قاسملو روابط بین حزب دمکرات کردستان با حزب بعث عراق به سطح همکاری رسید.
عبدالرحمن قاسملو پس از پنج سال فعالیت سیاسی در ایران و بویژه در کردستان، سال ۱۳۳۶ بار دیگر به چکسلوواکی رفت. در سال ۱۳۳۷(۱۹۵۸) پس از پیروزی انقلاب عراق همراه با تنی چند از اعضای مسئول حزبی کوشش نمودند با اقامت در خاک عراق، سازمانهای حزبی را در داخل کشور احیا نمایند.
به دلیل کارشکنی بعضی از رهبران حزب دمکرات کردستان عراق کاری از پیش نبردند، و در سال ۱۳۳۹ به دستور دولت عراق ناچار شد آن کشور را ترک گوید و به پراگ برگردد.
سال ۱۳۴۱(۱۹۶۲) قاسملو در دانشگاه پراگ به اخذ درجه دکترا در رشته علوم اقتصادی نایل آمد و تا سال ۱۳۴۹ در آن دانشگاه درس «اقتصاد سرمایهداری و اقتصاد سوسیالیستی و تئوری رشد اقتصادی» را تدریس میکرد.
در این فاصله دکتر قاسملو چند کتاب و جزوه را در رابطه با مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به رشته تحریر درآورد که معروفترین آنها کتاب «کردستان و کرد» میباشد. این کتاب که در اصل به زبان چکی به رشته تحریر درآمده است تاکنون به زبانهای انگلیسی، سلواکی، لهستانی، عربی، کردی، فارسی و بخشهایی از آن نیز به فرانسه ترجمه و منتشر شده است. قاسملو با زبانهای کردی، فارسی، ترکی، عربی، فرانسه، انگلیسی، چکی و روسی آشنایی کامل داشت.
سال ۱۳۴۹ بعد از صدور بیانیهی ۱۱ مارس و توافق میان رهبری جنبش کردستان عراق با دولت آن کشور امکان فعالیت سیاسی در کردستان ایران بیشتر شد. در این فرصت دکتر قاسملو از اروپا بازگشت و به یاری چند نفر از یاران نزدیک خود مسئولیت احیای سازمانهای حزب دمکرات کردستان را به عهده گرفت.
در کنفرانس سوم حزب که در خردادماه سال ۱۳۵۰ برگزار شد، دکتر قاسملو به عضویت کمیتهی مرکزی و سپس به دبیرکلی حزب دمکرات کردستان انتخاب شد و از آن به بعد در همهی کنگرههای حزبی به عنوان دبیرکل برگزیده شد.
عبدالرحمن قاسملو روز ۲۲ تیر ۱۳۶۸ به گفته منابع جمهوری اسلامی توسط گروهی ناشناسی و به گفته مخالفان در حالی که برای دستیابی به راهحل مسالمت آمیز در ایران با تنی چند از نمایندگان حکومت جمهوری اسلامی در وین بر سر میز گفتگو برای مذاکرات صلح نشسته بود، به دست نمایندگان دولت کشته شد.به گفته برخی اطرافیان وی ، او در ماههای آخر از رویه قبلی خود در همکاری و ارتباط با رژیم صدام حسین پشیمان و معتقد بود که مساله کردستان راه حل نظامی ندارد.
به گفته مخالفان جمهوری اسلامی ، هاشمی رفسنجانی از برخی چهرههای بین المللی از جمله رییس جمهور وقت الجزایر برای وساطت و برقراری ارتباط برای ملاقات استفاده کرده بود. به گفته این منابع ، ترورویستها با پوشش دیپلماتیک وارد اتریش شده و با همکاری سفارت ایران پس از ترور خاک اتریش را ترک کردند.
پس از ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد ، برخی رسانههای اتریش از دست داشتن وی در ترور سخن گفتند ، این احتمال از سوی منابع رسمی اتریش تایید نشد.
دو دهه بعد پس از دستگیری برخی دیپلماتهای ایرانی در اربیل عراق توسط نظامیان آمریکا ( به اتهام دست داشتن در انتقال تسلیحات و کمک به درگیریهای داخلی عراق) رسانههای اتریش احتمال دادند که یکی از دستگیر شدگان ، از عوامل ترور قاسملو در اتریش است.گرچه این احتمال نیز از سوی دولتهای اتریش و آمریکا تایید نشد
قاضی محمد (تولد ۱۸۹۳ درگذشته ۱۹۴۷) روحانی سنی مذهب و رهبر سیاسی جمعیت احیای کرد و جمهوری مهاباد بود.
قاضی محمد از شخصیتهای مطرح شهر مهاباد بود و در سال ۱۳۲۳ به جمعیت احیای کرد (ک.ژ.ک.) پیوست و بزودی فرد اصلی آن جریان شد. در سپتامبر ۱۹۴۵ قاضی محمد و عدهای دیگر از کردها به شوروی دعوت شدند و با جعفر باقراف نخست وزیر جمهوری آذربایجان شوروی دیدار کردند. این گروه خواهان کشوری کرد بودند و امیدوار بودند از شوروی کمک مالی و تسلیحاتی دریافت کنند.
در بازگشت از این سفر قاضی محمد نتایج گفتگوها را با سران (ک.ژ.ک.) در میان گذاشت و سپس بیانیهای با امضای قاضی محمد و ۱۰۵ تن از سرشناسان کرد انتشار یافت. در این بیانیه تأسیس حزب دموکرات کردستان ایران اعلام وهدفهای حزب برشمرده شد.
به این ترتیب در روز دوم بهمنماه سال ۱۳۲۴ برابر با ۱۹۴۵ میلادی، کنگره اول حزب دموکرات کردستان ایران منعقد شد. در این کنگره نام (ک.ژ.ک.) و شعارهایش را تغییر دادند